براي استاد
۰۲. ۰۲. ۱۳۸۵ در ۰۴:۴۳سلام…
لازم ميدونم از همينجا از لطف استاد عزيزم جناب دكتر حاجي پور كه دعوت منو پذيرفتن و به ما افتخار دادن تا چند روزي در قائمشهر در خدمتشان باشيم تشكر كنم…
استاد عزيزم ممنونم
سلام…
لازم ميدونم از همينجا از لطف استاد عزيزم جناب دكتر حاجي پور كه دعوت منو پذيرفتن و به ما افتخار دادن تا چند روزي در قائمشهر در خدمتشان باشيم تشكر كنم…
استاد عزيزم ممنونم
پنج افتخار جامعه وكالت و حقوق دانان ايراني در صحنه بين الملل
بخشي از افتخارات بين المللي كه نام ايران را تاريخ جهان معاصر به ثبت رسانده است ، شامل تلاش شخصي پنج حقوق دان برجسته كشور در زمينه مسائل بين المللي به شرح ذيل ميباشد :
۱ ) حدود شصت سال پيش دكتر احمد متين دفتري وكيل دادگستري و حقوق دان ايراني . از طرف مجمع عمومي سازمان ملل به عنوان عضو كميسيون سازمان ملل به عنوان عضو كميسيون حقوقي ملل متحد انتخاب شد .
۲ ) بعد از جنگ جهاني دوم ، از طرف سازمان ملل متحد ، دكتر جلال عبده ، از نويسندگان قانون مدني ، به عنوان فرماندار گينه بيسائو انتخاب شد و تا زمان استقلال گينه اين مسئوليت را به عهده داشت .
۳ ) مرحوم دكتر محمد مصدق ، در جريان نهضت ملي كردن صنعت نفت ايران ، با ارائه تز خويش مبني بر اينكه منابع كشورها متعلق به مردم كشور است و مالكيت منابع عمومي با مردم است و دولتها نمي توانند اين منابع را واگذار كنند و حاكميت مردم مردم با يك قرارداد بين دولت ها مخدوش نمي شود ، موفق گرديد با اخذ راي به محكوميت دولت انگليس در ديوان دادگستري بين المللي لاهه ، موجب سربلندي نام ايران و جامعه حقوقي كشور گرديد .
۴ ) انتخاب جناب آقاي دكتر جمشيد ممتاز حقوق دان و وكيل دادگستري ايران توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد به عنوان عضو كميسيون حقوق ملل متحد ، در حدود سه سال قبل از جمله افتخارات جامعه حقوقي كشور است ، كه در رسانه هاي عمومي و مجامع تخصصي حقوق خيلي به اين موضوع اشاره نگرديد .
۵ ) انتخاب سركار خانم شيرين عبادي وكيل دادگستري كانون وكلاي دادگستري مركز ، به عنوان منتخب جايزه صلح نوبل مي باشد . مشاراليها به عنوان اولين ايراني برنده جايزه نوبل موجب افتخاري براي كشور شده است .
به نقل از مجله وكالت ۱۷ - ۱۶ آبان و آذر ۱۳۸۲
تقريبا از اوايل دوران دبيرستان به حقوق علاقه مند شدم… اما بنا به جو بدي كه در زمان ما در رشته انساني حاكم بود ديپلم تجربي گرفتم و در امتحان مراكز پيش دانشگاهي (در زمان ما شرط ثبت نام قبولي در آزمون ورودي بود) با ۱۰ روز خوندن _ درس منطق و فلسفه و بدون اطلاعات در درس عربي_ موفق شدم در رشته علوم انساني در مقطق پيش دانشگاهي نام نويسي كنم…
سال بعد در انتخاب دومم كه ادبيات فارسي بود پذيرفته شدم( انتخاب اولم حقوق بود)
در اسفند ۷۹ در حالي كه حدود ۲۵ واحد به فارغ التحصيلي فاصله داشتم (البته كارداني) انصراف دادم و بنا به شرايط كاري تا ۲ سال بين درسهام وقفه افتاد…
ارديبهشت سال ۸۲ تصميم گرفتم كه به طور جدي به درس تمركز كنم بنابر اين همه كارهاي جانبي ام رو رها كردم…
در همون سال و فقط با ۲۵ روز درس خوندن مفيد( چون تمام ساعات مطالعه ام را ياد داشت ميكردم) تونستم در رشته مديريت بازرگاني چالوس(سراسري) و حقوق مراغه (آزاد) قبول بشم…
نا گفته موند كه هميشه آرزو داشتم كه حتي اگه فقط يك روز از عمرم مونده لااقل بتونم براي يك روز در كلاسهاي درس حقوق بنشينم…
حالا تقريبا به آرزوي خودم رسيده بودم… منم يك دانشجوي حقوق شدم…
تقريبا خودمو براي رفتن به مراغهآماده ميكردم كه به اصرار پدر و مادرم اون ترم رو مرخصي گرفتم تا بتونم ترتيب انتقاليم رو به قائمشهر بدم ! اما از شانس بد من دقيقا ۳ روز ديرتر از موعد تلاشم به ثمر رسيد و نتو نستم براي ترم بهمن ثبت نام كنم…
بنا بر اين در ترم پائيزه سال ۸۳ با وروديهاي سال ۸۳ دانشگاه سر كلاسها حاظر شدم در حالي كه ۱ سال از مرخصي استفاده كردم…
بدجوري تو ذوقم خورده بود… گذشت و گذشت… دوستاني پيدا كردم كه برام خيلي مهمند و به داشتنشون افتخار ميكنم…
سال اول دانشگاه متاسفانه ( مي خوام تقصير رو به گردن عوامل ديگه بندازم ) نتونستم در درس خوندن موفق باشم و البته يكي از عوامل مهمش عدم تلاش جدي خودم بود …به هر حال حالا ترم ۴ رشته حقوق رو ميگذرونم و كم كم دارم به اون آرامش لازم ميرسيم…
به كمك دوستان تونستم انجمن علمي حقوق رو راه اندازي كنيم كه در همين ابتداي راه با سنگ اندازي مسئولين مواجه شدم و حالا كم كم دارم به حرفهاي دوست و استاد عزيزم علي حاجي پور مي رسم و جفاهايي كه به اين رشته وارد ميشه رو به چشم مي بينم…
اما ما با اين جفاها خسته نميشيم و به راهي كه اين رشته در مقابل ديدگان ما باز كرده وفادار مي مانيم!